0 items
You have no items in your shopping cart.
All Categories
    Filters
    EN
    Search

    فرش مناطق گوناگون ایران - فرش آذربایجان - قسمت اول

    فرش مناطق گوناگون ایران - فرش آذربایجان

    سرزمین آذربایجان که آن را سر ایران گفته اند، نه فقط مصداق تعبیری جغرافیایی است، بلکه مصداق عینی ویژگی های سرزمینی است که در گذر پرآشوب کاروان های تاریخ با تعقل و پایمردی چون پدر و معلمی مهربان پاسدار و حافظ قومیت و فرهنگ ملی ما بوده است.

    آذربایجان به دو ناحیه غربی و شرقی تقسیم می شود. در اکثر نقاط آذربایجان غربی، قالی بافی فاقد رونق و اهمیت است، اما در آذربایجان شرقی به ویژه در تبریز و هریس که سابقه تاریخی در زمینه فرش دارند، از شهرت قابل توجهی در جهان برخوردار است.

    در آذربایجان انواع فرش های ضخیم و ظریف بافته می شود (از 18 تا 70 گر در رج)، روش بافت در این استان چنان است که بافنده عمل گره زنی را با استفاده از قلاب بر روی چله های بسیار کشیده شده انجام می دهد و با کوبیدن مداوم این گره ها با استفاده از شانه های کوچک و سبک فشردگی و انسجام لازم را بر روی شبکه تار و پود به وجود می آورد. پشم های مورد استفاده در مراکز قالی بافی آذربایجان از گوسفندان ماکو و مغان به دست می آید که جنس آن ها ضخیم و زبر می باشد و مقداری نیز از گوسفندان رضائیه، خوی و سلماس و یا از منابع خارجی مانند استرالیا تامین می گردد. از کرک برای بافت فرش های ظریف و مرغوب استفاده می شود. رنگ های متداول کارگاه های  رنگرزی آذربایجان قرمز، آبی، زرد، سبز، نارنجی سوخته، بژ یا رنگ های بازارپسند دیگر است. رنگرزی با دو نوع رنگ گیاهی یا شیمیایی صورت می گیرد.

    1-    تبریز

    در قلب آذربایجان شهر تبریز (مرکز آذربایجان شرقی) با کوله باری سنگین از تجربه که به دوران مادها می رسد، فعالیتی آرام و ثمربخش دارد. چهره تبریز حداقل در هزار سال گذشته بسیار روشن است.

    از زبان مورخان و مسافران تاریخ، از زمان مارکوپلو و ایلخانان و صفویه درباره آبادانی و رونق این شهر بسیار شنیده ایم. شکوهی واقعی در عصر سلجوقیان و صادرات پارچه های ابریشمی و سنگ های قیمتی، تبریز را شهری تجارتی نشان می دهد. آنچه به دست مغول ویران شد، در عصر ایلخانان و وزیر خردمند آن ها خواجه رشیدالدین فضل الله با شکوهی مضاعف تجدید حیات یافت.

    پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پرآشوب تیمور نیز ادامه یافت، تبریز را همواره با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پرجاذبه در دنیای قدیم ساخت. پس از انهدام هرات، تبریز پایتخت پرقدرت ایلخانان، مرکز شایسته ای برای تجمع هنرمندان و نشر آثار بی نظیر فرهنگی و هنری در دنیای آن روز می گردد. اگرچه تبریز مثل شهرهای دیگر از آسیب حمله تیمور بی نصیب نماند، ولی شواهد و نوشته ها حاکی از آن است که در همین دوران نیز همچنان شهری پررونق و فعال بوده است. از زمان جهانشاه و اوزون حسن، تبریز موقعیت وسوسه کننده ای به خصوص برای مهاجمان عثمانی دارد. پس از انتقال پایتخت (به دلیل خطر عثمانی) به قزوین و سپس اصفهان، اگرچه تبریز از غوغای پایتخت بودن دور می شود، ولی حیات فعالانه آن همچنان تداوم می یابد.

    Leave your comment