بستن
(0) مورد
شما هیچ موردی در سبد خرید خود ندارید
تمام دسته بندی ها
    فیلتر ها
    EN
    جستجو

    شناخت تاریخچه و پیشینه صنعت کفش ایران

    شناخت تاریخچه و پیشینه صنعت کفش ایران

    یکی از مهمترین اعضای بدن، پای آدمی است که صدمات وارده به آنها انسان را در وضیعت نابهنجاری قرار می دهد و بدین جهت بود که بشر اولیه به لحاظ جلوگیری از صدمات وارده بر پاهای خود که برهنگی یکی از عوامل اصلی آن بود اندیشه کرد که برای خود پایپوش تهیه نماید. با پیدایش تمدن های بشری این تفکر تقویت گردید و پایپوش به عنوان یکی از ضروریات افراد جوامع آن روزی مد نظر قرار گرفت. بررسی های بعمل آمده از نوشته ها و کتیبه های آثار باستانی مبین آن است که مصریان و ایرانیان باستان (آریایی ها) و در مراحل بعدی رومیان، اولین تمدن هایی بودند که در ساخت کفش نقش داشته اند. اولین تجربه این تمدن ها تولید کفش از الیاف گیاهی به نام پاپیروس بوده که مواد دیگری همچون تکه ای چوب و پوست حیوانات نیز در ساخت آنها به کار برده می شد و سلایق مردم آن زمان را نشان می داد.

    پوشاک مردمان این سرزمین بخشی از فرهنگ چند وجهی پارسی به شمار می رود که در کذار از هزاره هایی بس طولانی و در تعامل با سایر فرهنگ ها شکل گرفته است. گرچه بنابر تحقیق پژوهشگران دانشگاه میشیگان که بر مطالعات مردم شناسی و انسان شناسی مبتنی است، انسان نخستین از 40 هزار سال پیش به دانش ساخت نوعی پای افزار بسیار ابتدایی دست یافته بود، اما تا یافته شن شواهد معتبر ما ناچاریم به شواهد زنده و در دسترس تری در خصوص زمان تقریبی دستیابی انسان به پای افزار استناد کنیم. بر این اساس بنظر می رسد می بایست سابقه آشنایی آنان با پای افزار را ره هزاره دهم پیش از میلاد مقارن با گذار انسان از زندگی کشاورزی و رام کردن حیوانات مرتبط دانست. از ازن هنگام تا هزاره پنجم شیوه زندگی مردمان ساکن در دشت های شمالی فلات ایران چندان دستخوش تغییر نگردید. جز آنکه به نظر می رسد آشنایی با شیوه دباغی پوست، انقلابی را در حوزه مورد بحث ایجاد نمود. بویژه ساخت این پای افزار نقشی در خور داشته باشد.

    نخستین شواهد تصویری روشن از وجود پای افزار به دشت قزوین باز می گردد. تصویر مرد شکارچی با پای افزاری نوک برگشته منقوش بر کوزه ای سفالین متعلق به هزاره چهارم ق م.

    این تصویر منقوش بر سفالینه در کنار شواهد دیگر از جمله: نقش مردی در تعقیب گاو نر بدست آمده از شوش –هزاره سوم ق مف تصویر جنگجویان عیلامی در دوره عیلام میانه- نیمه دوم هزاره دوم ق م، نقش مرد شکارچی بر روی صخره واقع در همیان جنوبی –لرستان، پای افزارهایی به صورت ریتون –ساغر- در منطقه قفقاز جنوبی و تپه حسنلو در آذربایجان مربوط به نیمه دوم هزاره دوم ق م، هزاره اول ق م، تصویر نبرد مرد ساکن در سیلک با مبارزه بیگانه –نیمه اول هزاره اول ق م گنجینه معروف زیویه در لرستان- نیمه اول هزاره اول ق م و ریتون های سفالی به شکل انسانی با چکمه های نوک برگشته در لرستان- بابا جان- سده 80 و 7 ق م و ... همگی حاکی از تداوم سنت ساخت پای افزار در مراکز مختلف تمدنی در این سرزمین در طول هزاره های منتهی به هزاره اول ق م بوده است.

    با آغاز هزاره ق م و شکل گیری دولت های مادی و هخامنشی بجای دولت – شهرهای پراکنده پوشاک مردمان این سرزمین وارد عصر تازه ای گردید، که مهم ترین ویژگی آن شکل گیری کارگاه های رسمی تولید پوشاک و پای افزار نظیر شوش و پاسارگاد تحت نظارت مستقیم دربار هخامنشی بود. مناسبات موجود در این کارگاه های شاهی بر روی الواحی که به تازگی از تخت جمشید به دست آمده و پروفسور هایده مار یکخ، ایران شناس ایرانی آلمانی در نوشته خویش به شرح آن پرداخته، به روشنی نشان میدهد که در این دوره هخامنشیان این حرفه بومی را تعالی بخشیده و به تاسیس نوعی صنعت پوشاک نائل شده بودند. تا آنجا که از قضا نقاط امپراطوری مواد اولیه در قالب مالیات به این کارگاه ها حمل و سپس به منسوجات مورد نظر تبدیل می شد.

    با تهاجم اسکندر مقدونی یکپارچگی از امپراطوری رخت بر بست. این تهاجم و سپس سقوط سلسله هخامنشی که با از هم گسیختگی امور و به تبع آن عدم تامین مواد اولیه این کارگاه ها توام بود بی شک به اضمحلال کارگاه های شاهی انجامید. اگرچه در این بین به سبب آنکه تهاجم اسکندر از مسیر شهرهای بزرگ صورت گرفت، کارگاه های محلی کوچک به حیات خود ادامه دهند.

    با این همه فرهنگ زاینده ایرانی بسان ققنوسی از دل این آتش دیگر بار سر برآورد تا آنجا که به نوشته ترتولیان مورخ یونانی "اسکندر ایرانی ها را شکست داد و از لباس آنها شکست خورد"

    بررسی تاریخ پوشاک در دوره ساسانی بی عنایت به شاهنامه حکیم طوس کوششی ناتمام محسوب می شود. در آن دوره بر غم آنکه کفشگران در پایین ترین طبقه جامعه طبقاتی ساسانی قرار دارند اما با این همه از موقعیت اجتماعی خوبی بهره مند هستند. داستان وام خواهی انوشیروان از کفشگر برای تامین هزینه سپاه خود نشانه این واقعیت است.

    جای جای شاهنامه بویژه از داستان فریدون و ضحاک مار بر دوش تا فتح ایران بدست اعراب مسلمان مملو از ابیاتی است که فردوسی در آن با استفاده از عباراتی چون زرینه کفش، زرین کلاه، زرین کمر، زرین زر و زرینه تاج خواننده را با اصنافی آشنا می نماید که در تاریخ اجتماعی ما حائز اهمیت فراوانی هستند. و حال آنکه پوشاک ساسانیان از نظر تنوع در زمره متنوع ترین البسه مردمان روزگار خویش بود. آنان کفش هایی با دو نوع کوتاه و بلند به پای می کردند که در نوع اول یعنی کفش های ساده و کوتاه که تا قوزک پا می رسید، از جلوی دهانه تا سرپنجه نواری از چرم بدان دوخته می شد و کمی از جلوی دهانه کفش به پایین نوار دیگری از راست به چپ از زیر نوار اولی رد میشد و به صورت صلیبی در می آمد، نوع دیگر کفش های ساق بلند بود که همچون چکمه تا زانوان را می پوشاند و گاهی جلوی ساق آن نقشهایی کار می شد. با این همه ساده زیستی مسلمانان که ملهم از سیره پیامبر اکرم (ص) بود چندان دوام نیاورد و با وفات ایشان به تدریج رنگ دنیای جدید یافت. از این هنگام پوشاک اسلامی از نظر جنس و رنگ نسبت به دوره پیشین با تغییرات اساسی رو ره رو گردید. فرم پوشاک همانند دوره پیشین بود، اما لباس ساده خلفای راشدین جای خود را ره لباس های تجملی، رنگارنگ، گلدار و پر نقش و نگار داد. چکمه های کوتاه و بلند چرمی نیز که عموما در بصره و یا مصر ساخته می شد جایگزین نعلین و خف گردید.

    نکته حائز اهمیت این است که دقت در تاریخ خلافت اموی بویژه عباسی و تدابیر اتخاذ شده توسط نظام دیوانی خلفا در رابطه با اصناف ککه ماحصل تلاش دیوان سالاران کار آزموده ایرانی بود، می تواند راه گشای موانع موجود بر سر راه امروزصنعت کفش این سرزمین باشد. ویژگی غالب تاریخ این دوره رواج روز افزون پوشاک ایرانیان در پهنه خلافت عباسی به سبب نقش بی بدیل خراسانیان در قدرت یابی عباسیان و تحکیم پایه های قدرت خلفای عباسی بود. رواج فزاینده جنبه های مختلف فرهنگی ایرانی در جامعه اسلامی و مانای آن، محصول تدوین قوانین موثر و سپس نظارت دقیق براجرای آن توسط دیوانیان فهیمی به شمار می رفت که نسل در نسل فنون اداره جامه را از پدران خویش آزموده و دستاوردهای خود را در زمان به محک تجربه گذاشت.

    همچنین ژاپنی ها تاریخچه ای طولانی در پوشیدن صندل چوبی دارند. خانواده های سلطنتی، بازرگانان و حتی بازیگران هر کدام صندل خاصی می پوشیدند، در حالیکه یونانیان بر طراحی و زیبایی تاکید داشتند، رومی ها نوعی صندل نظامی طراحی کردند که در طول جنگ می پوشیدند.

    درگذشته "موکازپن" کفش مورد استفاده در کشورهای سردسیری بود که اولین اسکیموها آن را اختراع کردند. تا نیمه اول سال 1800 بیشتر کفش ها روی قالب های تخت ساخته می شد و تفاوتی میان لنگه چپ و راست نبود. در این سال ها تمام کفش ها با همان ابزاری که در مصر اوایل قرن چهاردهم قبل از میلاد استفاده میشد، تهیه می گردید.

    قدیمی ترین پایپوش مورد مصرف در ایران مربوط به 4500 سال قبل می باشد که "غوشنگ" نام داشته و بعدها نوع تکامل یافته تر آن به نام "چاروق" در میان اقوام ایرانی رواج داشته است که در نقوش باستانی نقش رستم و تخت جمشید آثار پایپوش ایرانی نمایان می باشد.

    بعد از آن سال ها، تلاش برای ماشینی شدن تولید کفش آغاز شد. آمریکا اولین کشوری بود که اولین خط تولید کفش ماشینی را با موفقیت آغاز کرد و در سال 1845، اولین جایگاه دائمی خود را در صنعت کفش باز نمود و سپس در سال 1846 ماشین دوخت و در سال 1875 ماشین تولید انواع مختلف کفش تهیه شد.

    تولید کفش در ایران به روش صنعتی و با اتکا به تکنولوژی روز از سال 1330 تا 1335 پایه گذاری گردید که در این راستا اولین کارخانه کفش ماشینی به نام کفش مهشید و سپس واحد سه ستاره افتتاح گردید که در ادامه این راه واحدهای کفش ملی، بلا و وین بزرگترین مجموعه های تولیدی بودند که گام به عرصه صنعت کشور نهاده و توسعه یافتند.

    در سال 1340 کفش ملی با سرمایه گذاریهای مشترک با برخی از تولید کنندگان اروپایی و ژاپنی به بزرگترین تولید کننده کفش ماشینی ایران و خاورمیانه تبدیل گردید. رشد و توسعه این صنعت از سال 1350 به بعد با سرمایه گذاری های هنگفتی که در آن صورت پذیرفت از شتاب فزاینده ای برخوردار گردید.

    درج نظر